روش درست تمرین پیانو
چرا یک ساعت نشستن پشت پیانو گاهی هیچ فایدهای ندارد و بیست دقیقه تمرین با برنامه جواب میدهد. چند عادت ساده که تفاوت را میسازند.
تمرین آخرین بازبینی: ۱۵ شهریور ۱۴۰۵
یک صحنه آشنا: هنرجو قطعه را از اول میزند، جایی وسطش خراب میکند، دوباره از اول شروع میکند، باز همانجا خراب میکند. نیم ساعت که میگذرد، هشت بار ابتدای قطعه را زده و شاید دو بار به آن قسمت سخت رسیده. بعد هم میگوید «من که هر روز تمرین میکنم، چرا جلو نمیرم؟»
جواب این است که آن نیم ساعت تمرین نبود. نواختن بود. فرقش هم دقیقاً همینجاست که در تمرین، شما دنبال جای خراب میگردید و روی همان کار میکنید؛ در نواختن، از رویش رد میشوید و امید دارید دفعه بعد بهتر شود. معمولاً هم نمیشود، چون مغز هر چیزی را که تکرار میکند یاد میگیرد، حتی اشتباه را.
چند چیزی که در ادامه میآید تازه نیست. هر معلم پیانویی همینها را میگوید. ولی معمولاً کسی جدی نمیگیرد تا خودش چند ماه وقت هدر بدهد.
کند بزنید. کندتر از آن که فکر میکنید
اگر در سرعتی که میزنید غلط میدهید، آن سرعت برای الان شما زیاد است. همین. سرعتی را پیدا کنید که در آن همه چیز راحت و بیغلط درمیآید، حتی اگر آنقدر کند باشد که آهنگ دیگر شبیه خودش نباشد. همانجا بمانید تا سه بار پشت هم بیغلط بزنید، بعد چند ضرب تندتر کنید.
با مترونوم این کار خیلی سادهتر است: پنج ضرب پنج ضرب بالا بروید و هر جا خراب شد، ده ضرب پایین بیایید. حوصلهسربر به نظر میرسد، ولی از هر روش دیگری که من دیدهام سریعتر به نتیجه میرسد.
یک نکته درباره کند زدن: کند زدن یعنی همان حرکتها با فاصله زمانی بیشتر، نه حرکتهای دیگر. انگشتها باید همانجایی بروند که در سرعت واقعی میروند، شست همانجا رد شود، مچ همانقدر آرام باشد. اگر وقتی کند میزنید انگشتگذاریتان عوض میشود، در واقع چیز دیگری را تمرین میکنید.
فقط همان دو میزان
وقتی قطعهای را از اول تا آخر میزنید، قسمتهای آسانش را صد بار تمرین کردهاید و قسمت سختش را ده بار. در حالی که باید برعکس باشد.
جایی را که خراب میشود پیدا کنید. گاهی دو میزان است، گاهی فقط یک جابهجایی دست یا یک آکورد. همان تکه را جدا کنید و فقط همان را بزنید، ده بار، بیست بار، کند. وقتی روان شد، یک میزان قبلش را به آن بچسبانید و بعد یک میزان بعدش را. اینطوری آن تکه دوباره وارد قطعه میشود، ولی این بار درست.
دستها را جدا کنید
خیلی از هنرجوها از اول با دو دست شروع میکنند، چون دو دستی «قطعه واقعی» است. مشکل این است که مغز باید دو مسئله را همزمان حل کند و اغلب هیچکدام را درست حل نمیکند. دست راست را تنها بزنید تا روان شود. دست چپ را تنها. بعد دو دست را با هم، با سرعتی کمتر از هر کدام بهتنهایی.
در بیاپیانو این کار یک دکمه است: در بالای صحنه انتخاب میکنید کدام دست را تمرین میکنید، و دست دیگر را خود برنامه میزند. اینطوری وقتی دست چپ را تمرین میکنید، ملودی را هم میشنوید و گم نمیشوید.
هر روز کم، نه یک روز زیاد
بیست دقیقه هر روز از سه ساعت جمعه بیشتر جواب میدهد و این فقط یک توصیه اخلاقی نیست. مهارت حرکتی بین جلسات تمرین ساخته میشود، نه در خود جلسه، و بخش بزرگی از این کار در خواب انجام میشود. برای همین است که قطعهای که دیشب هر کاری کردید درنیامد، صبح روز بعد یکدفعه روان شده. معجزه نیست؛ مغز شبانه کارش را کرده.
پس اگر یک جای سخت بعد از بیست دقیقه هنوز درنمیآید، ادامه دادن معمولاً فایده ندارد. بگذارید برای فردا.
خودتان را ضبط کنید
وقتی مینوازید، تمام توجهتان روی نواختن است و عملاً نمیشنوید چه میزنید. یک بار با گوشی ضبط کنید و گوش بدهید. چیزهایی را میشنوید که در لحظه اصلاً متوجهشان نبودید: جایی که ریتم میلنگد، نتی که همیشه بلندتر از بقیه است، مکثی که قبل از هر جای سخت میکنید. اولین بار معمولاً ناخوشایند است. بعدش عادت میکنید و به دردتان میخورد.
قبل از نشستن بدانید چه میخواهید
«امروز تمرین میکنم» هدف نیست. «امروز میزان ۹ تا ۱۲ را با دو دست در سرعت ۶۰ بیغلط میزنم» هدف است. جلسهای که هدف مشخص دارد یک جایی تمام میشود و شما میدانید که چه کار کردید. جلسهای که هدف ندارد فقط طول میکشد.
و گاهی هم فقط بنوازید
هیچکدام از اینها یعنی نواختن برای لذت ممنوع است. قطعهای که بلدید را بزنید، برای خودتان، بدون اینکه دنبال غلط بگردید. فقط اسمش را تمرین نگذارید. این همان چیزی است که آدم را پشت پیانو نگه میدارد، و بدون آن هیچ تمرینی معنی ندارد.
مرحله بعد معمولاً انگشتگذاری است. خیلی از جاهایی که «سخت» به نظر میرسند، در واقع فقط با انگشت اشتباه شروع شدهاند.
روی پیانو امتحانش کن
هرچه اینجا خواندی، روی صفحهکلید بیاپیانو شنیدنی میشود — آهنگهای ایرانی، نتبهنت.
آهنگها را ببین